
متن مداحی
بیچارهای دیدم نشسته در مسیرت بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست گیرم بخواهم بِشمُرم فضل شما را اندازهی فضل و کراماتت عدد نیست وقتی شنیدم مادرِ شیر است نامش فهمیدم اصلاً فاطمه، بنتِ اسد نیست به وصف ذاتش آیهای نزدیکتر از این آیهی قُل هو الله احد نیست این قلب من میلِ نجف دارد دوباره راهی برای این دلی که میتپد نیست ما تجربه کردیم چند بار دیدیم پشتِ درِ این خانه هم انگار بد نیست این آبروداری که ماها میشناسیم هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست **** خدا هست و نه مانندی و نه مِثلی نه قرین دارد ازل را تا ابد را نقطهچین در نقطهچین دارد میان قبضهی خود اولین تا آخرین دارد هزاران آسمان در آسمان دور از زمین دارد خدا هم بینهایت بیش از اینها بیش از این دارد ولی تنها در عالَم یک امیرالمؤمنین دارد همیشه جامعُالاضداد، جمع نار و نور است او که نزدیک از رگِ گردن و از اندیشه دور است او شگفت و شِگِرف است و شکوهی پُرغرور است او که است او؟ کس نمیداند زِ بس صَعبُالعبور است او خدایی خلقت مولا خدایا آفرین دارد که عالَم یک خدا و یک امیرالمؤمنین دارد نه مدحی گفتند از او نه شعری شاعران حتی که مدح مرتضی آری نیاید در بیان حتی اگر از شعر پُر گردد همه هفت آسمان حتی نباشد قدرِ گَردی محضرِ آن بیکران حتی نجف اینجاست پس قلبِ جهانها را زمین دارد که این منظومه تنها یک امیرالمؤمنین دارد علی ای شیرِ شیرافکن، علی ای سیلِ بنیانکَن علی ای رودِ بیپایان، علی ای سدِّ رویینتن علی یعنی رجزهای سلحشورانِ مردافکن علی یعنی نمیدانم قلم لال و زبان اَلکَن کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد بهشت ارزانیِ آن که امیرالمؤمنین دارد قسم بر تیغِ مرحَبکُش به رزمش مرحبا گفتند همین که عبدُوَد افتاد یکسر لافَتی گفتند ملائک وقت میدانش زِ تفریحِ خدا گفتند رها کردند عرش و گِرد او یا مرتضی گفتند رسولالله میبیند دلیری اینچنین دارد چه غم از آن همه لشکر، امیرالمؤمنین دارد میانِ رزم میبینی که تنها مرتضی میمانْد چنان یک دشت رَم میکرد تنها ردِّ پا میمانْد علی آن گونه رد میشد که از هر کس دو تا میمانْد علی آنگونه رد میشد که عزرائیل جا میمانْد خدا در عرش تصویرِ علی را روی زین دارد پیمبر بوسه بر تیغِ امیرالمؤمنین دارد به روی منبری رفت از بزرگ و پَست بالاتر نشان میداد با دستش کسی که هست بالاتر پیمبر گفت علی این است از آنچه که هست بالاتر از این دستی که رو کردم نباشد دست بالاتر محمد گفت بعد از من جهان حَبلُ المتین دارد خدا را شکر این اُمَّت امیرالمؤمنین دارد زمین را گوئیا در دستهای آسمان میداد خودِ او اشهَدُ انَّ علی را در اذان میداد یدُالله است این دستی که پیغمبر تکان میداد علی را هِی نشان میداد علی را هِی نشان میداد خدا بر فاطمه تبریک از عرشِ بَرین دارد خوشا بر خانهی زهرا امیرالمؤمنین دارد خدا آیه به آیه با همین قرآن علی گوید نجف عمریست جبرائیل در ایوان علی گوید نفس پشت نفس تا هست زهرا، جان علی گوید خراسان در خراسان هر تپش ایران علی گوید چنین نعمت هزاران بار سجده با جَبین دارد خدا را شکر خاکِ ما امیرالمؤمنین دارد اگر چه ما نبودیم ای غدیر آنجا علی گفتیم قسم بر مرتضی پیشِ محمد یا علی گفتیم علی گفتیم و میگوییم و با دنیا علی گفتیم که با مولا علی گفتیم و با زهرا علی گفتیم کسی با او بُوَد که دردِ مردم دردِ دین دارد همیشه پیرِ ما حرزِ امیرالمؤمنین دارد اَلا ای مَرکبِ طفلان، کمی هم استراحت کن نه جارو کِش، نه نانی پَز فقط بنشین و صحبت کن کنار این جُزامیها دل از اندوه راحت کن یتیمان چشم بر راهت، بکِش دستی محبّت کن بمیرم مردِ تنها، روی پیشانیت چین دارد چرا دنیا زِ یادش رفت امیرالمؤمنین دارد چه شد با عهدِ پیغمبر که بعد از او زمین افتاد مدینه دید مولا را که با زانو زمین افتاد علی فهمید در کوچه چرا بانو زمین افتاد همین که در به پهلو خورد با پهلو زمین افتاد مدینه از چه کین دارد، مدینه لالهچین دارد فقط زهراست گویا که امیرالمؤمنین دارد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.