
متن مداحی
بیتابی و تلاطم دریا شروع شد لطمهزنیِ عالم بالا شروع شد هفت آسمان سیاه به تن کرد و باز هم با گریه نوحهخوانی صحرا شروع شد حی علی محرم و حی علی العزا محزونترین عزای دو دنیا شروع شد شال عزا به گردنش انداخت، محتشم و گفت مُقبل بیا، گدایی ماها شروع شد باز این چه شورش است که در زیر پرچمت قلبم شکست و روضه از اینجا شروع شد ذکر لبت اَعوذُ مِنَ الکربِ و البَلا دلواپسی نوکرت آقا شروع شد شد خیره بر گلویت و یکریز بغض کرد دلشورههای زینب کبری شروع شد آماده کرد خنجر خود را همینکه شمر اَمَّن یُجیب حضرت زهرا شروع شد * * * * یا صاحب الزمان چقدر غم کشیدی هر روضهای که میشنوم را تو دیدهای هر روز پیش چشم تو تکرار میشود بر روی نیزه رفته رأس بریدهای تو شاهدی که میزند او تشنه دست و پا تو روضهخوان پیکر در خون تپیدهای دیدی چگونه چنگ میزند به موی سرش خنجر کشید و داغ عجیبی چشیدهای پیش تو نیزه بر دهنش میزنند آه جد لگدخورده را دیدهای بیتاب غارت خلخال و معجری پای برهنه از پی طفلان دویدهای تن نامرتب است و بر آن مرکب است محزون ندبهی ملکی قد خمیدهای * * * * یابن شبیب جد مرا بیهوا زدند یابن شبیب عمهی ما را چرا زدند ای کشتهی لب تشنه، از آب فرات محروم عالم به فدای تو، یا سیدنا المظلوم نوکرا برات بمیرن برا روضههات بمیرن ای عهدهدار مردم بیدست و پا حسین ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.