
متن مداحی
بیتابی نکن تاج سر من طاقت اشکاتو ندارم قربونت برم پیر شدی مادر تاب غصّههاتو ندارم وقتی موهامو شونه میزنی لرزش دستت بی اَمونه چهجوری به پهلوت زدن لگد هر وقت میبینم غرق خونه مادر ای چراغ خونه، دلت مثل آسمونه از خدا میخوام همیشه سایهت رو سرم بمونه اَمون ای دل، ای دل، ای دل... میسوزم خیلی غصّه میخوری ذرّه ذرّه آب میشی مادر داری میسوزی خیلی تب داری انگاری تو آتیشی مادر لکّههای خون روی پیروهن، میخ دَرو یادم میاره خدا مادرم همه جاش زخمه چهجور آخه طاقت میاره باز میگیره دل بهونه، حرفم تو دلم میمونه با حسرت و ناله میگم خدا مادرم جوونه اَمون ای دل، ای دل، ای دل... کاش نمیدیدم وقتی مادرم گوشواره از گوشت کشیدن نامردا وقتی تورو میزدن حامله بودی و ندیدن داداش محسنم سپر شد آسمونی پشتِ در شد غصّهی دل من اینه زهرا چرا بیپسر شد اَمون ای دل، ای دل، ای دل... هر وقت میبینه بابام علی رو حلقه میزنه اشک تو چشماش واسهی این که غصّه نخوره به سختی بلند میشه از جاش هرجا میبینه داداش حسنم مادرمو گریهش میگیره اون فقط بوده توی کوچه که دست مادرم رو بگیره راه میرفتی دست به دیوار همه جا رو میدیده تار خیلی سخته میشه قبول کرد دیگه کار گذشته از کار اَمون ای دل، ای دل، ای دل...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.