
متن مداحی
بی تو در چشم من ای چشمِ مرا بینایی آسمان زشت شده با همه ی زیبایی تویی و گلشن سر سبز بهشت و پدرت منم و خانه ی آتش زده و تنهایی از نماز شب و آوای دعای زینب حجره ات گشته پر از زمزمه ی زهرایی با که این قصّه بگویم که پس از مرگ رسول من شدم خانه نشین و تو شدی صحرایی ایستادی در خانه ز پیِ یاریِ من دیدم آنجا نبُوَد دست تو را یارایی زدن فاطمه در خانه به نزد دو پسر وای از این همه بی باکی و بی پروایی جگرم خون شده یا رب چه تناسب دارد؟ سیلی دیو و رخ انسیه ی حورایی ای جوان مرگ علی کوه ستم با تو چه کرد که دو تا سرو قدت گشت بدان یکتایی کاش آن روز که بر بازوی تو ضربه زدند می گرفتند ز چشمان علی بینایی تا دم مرگ عزادار توام یا زهرا ای عزادار تو هر شیعه ی عاشورایی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.