
متن مداحی
بی تو علی را مهر غربت بر جبین خورد از هرم اتش چهره حوریه چین خورد یاس بهشتی تو زیر دست و پا ماند هر روز زخمی تو داس لاله چین خورد اه ای پدر در ظلمت شهر مدینه بعد از تو بدعت روی منبر رنگ دین خورد وقتی در از جا کنده شد روی من افتاد بر سینه من چنگ میخ اتشین خورد با زجر میگیرم وضویم را جبیره بازویم از قنفذ غلاف اهنین خورد لبهای من حتی به روی اه بستست در کوچه اخر پشت دستی سهم گین خورد بعد از تو جای بوسه ات را زخم پر کرد از بس که ضرب دست و پا از ان و این خورد انگار زهرا بین این مردم اضافیست سنگ ملامت از یسار و از یمین خورد اصلا نبود عین خیال مردم شهر تهمت به ناموس امیر المومنین خورد این روز ها در خانه جیغ فضه یعنی اقا بیا غش کرد با صورت زمین خورد **** وای از شهر شام طعنه بود و دشنام عمه تا وارد مجلس یزید شد از رو نی محاسن عموم سپید شد گردنم تاول زد بس که زنجیر داغ بود رو سرم تو افتاب سایه شلاق بود گریه گشته کارم درد پهلو دارم سر و وضع من بهم ریخته می بخشی تو اتیش موها منم ریخته ببخشید سر بازارا سنگ تو کوچه چوب خوردم با لباس پارم از خجالت مردم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.