
متن مداحی
((بی حیا نعره زد سرش با من )۲ نفس گرم آخرش با من سر رو از پیکرش جدا کردن جلو چشمای خواهرش با من )۲ بدنش با من پیرهنش با من جلو چشمای دخترش زدنش با من مادرش بی حال وسط گودال میگه بچم بیکفنه کفنش با من (ابیعبدالله)۴ (به سنان گفت آخرش با تو سر آوردن هنجرش با تو من دارم میرم از ته گودال آخرین جیغ مادرش با تو )۲ تو بزن نیزه عددش با من تو بزن نیزه دست و پا نزدش با من بریم از مقتل برسیم خیمه تو بکش موی بچه رو لگدش با من (ابیعبد الله)۴ (پنجه توی موت زدن سنگ به ابروت زدن مادرت اومد حسین لگد به پهلوت زدن )۲ هیچکسی دلواپسه سوختنشم شد میبینم تنی رو که آخرشم جمع نشد یه کنج از این قتلگاه به زینبم جا بده من نرسیدم حسین به تو خدا شاهده زمین که خوردی تو رو از سر مقتل زدن تا ته گودال حسین تو رو مرتب زدن (نگران بودی کاش علمدارت بود در امان بودی )۲ نگران بودی کشته گرسنه دم اذان بودی گریه به اون ساعت گرم تار میکنم مثل رباب از سایه فرار میکنم عالم رو به داغ حسین دچار میکنم مثل رباب از سایه فرار میکنم رو سیاه بودن نصف جمعیت همه تو قتلگاه بودن بی ادب بودن خیلیاشون از کشتنت عقب بودن بی ادب بودن نیمه شب گریه به اون لباس میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم تنت رو از زیر لگد خلاص میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم خون گلوتو پس نزن میمیرم نفس نفس نفس نزن میمیرم مثل کبوتری که گیر افتاده خودت رو به قفس نزن میمیرم حالا سر قرار رسیده زینب حرم تا قتلگه دویده زینب سرت رو میبرن سرم پایینه خدا میدونه که بریده زینب (یا ابالفضل)۴
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.