
متن مداحی
بی دلاورترین سپاه رسید، با تمنای فتح یک سنگر نابرابرترین آنها بود، اولین جنگ بعد پیغمبر پیش از این راه آسمان ها بود، کوچه ای را که تنگ می کردند نعره ها و هجوم مشعل ها رسما اعلان جنگ می کردند جای این قدر ازدحام نبود، خاک کوچه پر از تلاطم شد آخرین رد پای پیغمبر، بین انبوه رد پا گم شد فاجعه در کمین ثانیه ها، کوچه در انتظار شیطان بود هیچ کس جرأت شروع نداشت، فقط این کار، کار شیطان بود یک نفر آمد و به جای سلام، اولین مشت را به در کوبید این طرف یک نفر به جای زره، چادرش را به سرکشید و دوید لشگر کوچه پیش دستی کرد، با لگد مرز جنگ را له کرد صحنه ی کارزار مبهم شد، دود دهلیز خانه را مه کرد با فشار و تلنگری همه ی، شاخه های نهال می شکند در چوبی مقاوم است اما، چوب تا شد ذغال می شکند آن طرف هیچ کس غریبه نبود، این طرف از همه شناخته تر بین هرم آشناسوزی میخها از همه گداخته تر پشت آتشفشان درگاهی، خانه مثل سراب پنهان بود آنقدر داغ شد که بر دیوار، رد خون مذاب جوشان بود گردبادی شدید و غارتگر، مرکز خانه را نشانه گرفت از همان ابر دود رنگ و غلیظ، تازه باران تازیانه گرفت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.