
متن مداحی
بی نفسم، خسته شدم از این زمون کاش بپیچه عطر تو توی آسمون بعد نماز دعای شیعه ها اینه کاش برسه منتقم مادرمون میاد آقا یه روزی صفا میده دلا رو میگیره انتقام سیلی کوچه ها رو تنها میری، بابا رو تنها میذاری بذر غمُ توی دل ما میکاری چندماهه که شونه نخورده به موهام آخه مگه زینبتُ دوست نداری؟ مگه تو نمیدونی بی تو مادر میمیرم؟ کنار بستر تو زانومُ بغل میگیرم؟ خون دلت مادر از نامهربونی با ناله هات دل ما رو میسوزونی خسته شدی گمونم از جور دنیا روز لبت «عجل وفاتی» رو میخونی پر و بالت شکسته زخمیه دست و بازوت نفست بند میاد که تا میخوابی به پهلوت وای مادر من وای
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.