
متن مداحی
بینوایم من به دنیا، جز حسین یاری ندارم از ازل من با حسینم، با کسی کاری ندارم سالارِ زینب، آقام آقام(۲) مادرم به عشقِ مولا، زندگی رو یادِ من داد او به دستم تربتی از آن شهِ گلگون کفن داد میدیدم وقتی که مادر، روضه قتلگاه میخونه قطرههای اشک مادر، میچکید به روی گونه مادرم عشقِ حسین و، بهم از بچگی آموخت مثلِ پروانه رو شعله، از غمِ کربوبلا سوخت او به جای لایی لایی، قصهها از کربلا گفت در دل شب او برایم، از حسینِ سر جدا گفت میگفت قصهی مدینه، هعی میزد به روی سینه پاک میکرد اشکِ چشاتو، تا کسی اونو نبینه او به من میگفت عزیزم، خیلی سخته تشنه بودن سر جدا پیکر جدا و، زیرِ تیغ و دشنه بودن جلو باغبون چه سخته، گل رو از ساقه بچینن بعدش با نیزه و شمشیر، به روی سینه بشینن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.