
متن مداحی
بیکس و کارم ولی یارم نجاتم میدهد من کیام این تکیهداری کار شخص فاطمهست پرچمی که زد به دیوارم نجاتم میدهد روسیاهم، روسیاهی که لباسش مشکی است گریهی چشم گنهکارم نجاتم میدهد یک حرم میخواهم از دنیا پناهم میشود آخرش آن شاه کرّارم نجاتم میدهد مرتضی من را گرفتار حسینش کرده است او که دیده من گرفتارم نجاتم میدهد آی دوزخ، راستش سوزانده قلبم را حسین آتش عشقی که من دارم نجاتم میدهد کاشکی تا اربعینش زنده باشم جان دهم حسرتم، آه دل زارم نجاتم میدهد سفرهی ماه محرم جمع دارد میشود پشت در فریاد و اسرارم نجاتم میدهد پشت دسته بارها معطل شدم، زینب خرید ازدحامی که شد آزارم نجاتم میدهد رو به نیزه گفت زینب، یا اخا نزدیک شام دیدنت از دست افکارم نجاتم میدهد هر کجا که طعنه خوردم از سنان و حرمله با خودم گفتم علمدارم نجاتم میدهد از دم دروازهی ساعات میترسم حسین که مرا از راه دشوارم نجاتم میدهد صحبت از جشن یهودیهاست، یا زهرا کمک سنگ خوردن بین بازارم نجاتم میدهد ****** زنان رقاصه، مردان مست و عیاش همه بد چشم، بد اخلاق و فحاش یکی از آن زنان پست شامی مرا هول داد با بیاحترامی یکی ناخن به روی دختران زد یکی هم آمد و زخم زبان زد یکی میگفت زینب بیقراری چرا بر تن لباس پاره داری خدایا روضهی ما را بپوشان امان از سکوی بردهفروشان کبودی، هی کبودی، هی کبودی یهودی، هی یهودی، هی یهودی امان از مردمان بد مرامش امان از سنگهای روی بامش بمیرم من برایت جان خواهر سرت از روی نی افتاد برادر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.