
متن مداحی
تازه شروع شد، قصّه درازه ده تا سواره، با نعل تازه رد میشدن از روی جنازه خون میچکید از زخمی که بازه لشکری اومده خون بهپا کنه یکی نیست شِمرو ازَت جدا کنه نکنه وقتی که زیر و رُو میشی خواهرِت مادرتو صدا کنه گرهی کارِ تو کوره ریخته رُو زخم تَنِت خاکی که شوره گرچه خواهرِت صبوره آخرش جای سرِت کُنج تنوره ***** میگن یکی بَرات یه کاسه آب آوُرده ای مادرمُرده خودت بگو کی پیرهن کهنهت رو بُرده ای مادرمُرده کوتاه نیومد گفتم باهات راه بیاد راه نیومد بیچشم و رُو بود اونیکه با خواهرِت روبهرو بود اوضاعت بههم ریخت شِمر دست تُو موت کرد و موهات بههم ریخت دیره حسینم داره سَنان خیمه میره حسینم کج میبُریدن حُلقوم تو رَج به رَج میبُریدن کی دلِش اومد بزنه کی اومد لگد بزنه یه نفر حرفی به این شِمر نابَلَد بزنه مَنو عذاب میده به مَرکب آب میده تو رو رو صدا که میزنم سَنان جواب میده دو خط احکام یادِش بِده، اسلام یادِش بِده که کسی رو تشنهلب سَر نبُره به گوسفند هم قبلِ ذبح آب بدهد فقط حسین در این موقعیّت از حال رفت با سرِ نیزه جابهجا شد بدنِت بدحالی رها شد تا غروب دنبالِ غارت بودن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.