
متن مداحی
تاوان بگیر از ما ولی در این زمان نه ما را به ماهت میهمان کن امتحان نه حسین جانِ جوانت رحم کن بر ما جوانان بسپار دست اکبر این و آن نه شب جمعه اول سالیه جای ما حرمش خالیه پدر سِرّهات عینا پسر لیلا، پدر مجنون پسر دور از پدر میشد مهیّای خطر میشد پدر هِی پیرتر میشد پسر میبُرد دلها را پسر از زخم آکنده پسر هر سو پراکنده پدر چون مرغِ پَر کنده به دنبال پسر میگشت ریز ریزی ولی عزیزی تو چه کنم از عبام میریزی تو عضو عضو بدنت موی مرا کرد سفید عمر سعد به زانو زدنم میخندید **** چادرم زیر پای قاتل رفت خواهرت قاطی اراذل رفت هر چهار فصل سال ما ابر بهاریم اندازه ما گریه کرده آسمان نه سر قفلیِ چشم مرا دست تو دادند سرمایهای جز اشک دارد این دکّان؟ نه هر کس که آمد قتلگاهت زود برگشت شمر و سنان رفتند اما ساربان نه بعد تو زینب پیر شد از بس ربابت با گریه میگفت: آب و نان نه، سایهبان نه **** پهن شد سفرهی احسان همه را بخشیدی جانِ آقای خراسان همه را بخشیدی بیسبب نیست شب جمعه شب رحمت شد مادری گفت حسینجان، همه را بخشیدی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.