
متن مداحی
تا افتادی دویدم من دویدم دیر رسیدم من مثِل بابام توی کوچه خیلی چیزا رو دیدم من گردوخاکی که برپا شد هوای دشتو مِه کرده چکمهها و سُم اسبها عمو جِسمت رو لِه کرده دیدم که، با چکمه جسم پاکِتو برگردوند باخندههاش دل منو میسوزوند دارم میمیرم کاش میشد، یه جوری میگرفتم اون خنجر رو یه جوری میرسیدم اون پیکر رو بغل بگیرم عمو هرکاری کردم که سپرِ تو بشه دستم مثِل بابام توی کوچه نتونستم نتونستم بابامم روی پا ایستاد ولی دست از سرش رد شد سیلی به مادرت خوردو برا بابام چهقدر بد شد میخواستیم، سپر بشیم ولی نشد شرمنده بازم مثل مدینه شد شرمنده عمو حلال کن شرمنده، شدیم من و باباجونم از زهرا اون از مدینه و اینم از اینجا عمو حلال کن همۀ دلخوشیم اینه لااقل غرق تو خونم مثِل بابام پس از کوچه دیگه زنده نمیمونم خوبه میرم نمیبینم قاتلت داره میخنده نمیبینم که نامحرم دست عمهم رو میبنده بابام که، مغیره رو تو کوچه میدید میمرد نمیدونم چه طوری طاقت آورد خدا میدونه بعد از تو، چهجور سرت رو روی نی میدیدم حرم رو توی بزم مِی میدیدم خدا میدونه ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.