
متن مداحی
تا به حالا کشیده خوردی شده بیفتی جلوی انظار خورده سرت تا حالا به دیوار خدا برا کسی نیاره راهتو بیهوا ببندن نزدیک خونه بچهتم باشه بین تو و غریبه دعواشه نمیدونی چه حسی داره زمین بیفتی هر قدم سخته والّا برای مَردِشَم سخته چه برسه به زن خدایا به فاطمه سیلی زدن کم نیست تحمل شنیدنش هم نیست چی کشیده حسن خدایا مادر و بچه برمیگشتن آسمون و زمین یِهو تار شد کوچه سر مجتبی آوار شد لعنت به اونکه راهو بستش مادر عقب عقب که میرفت بازم جلوتر میاومد نامرد وقتی که دستشو بلند میکرد انگشتر هم بود توی دستش پیکر مادر که لگدمال شد مسیر کوچه رو به گودال شد تا جایی که اسبا رسیدن کوچه رو زهرا اشتباهی رفت چشم حسینشم سیاهی رفت وقتی گلوشو میبریدن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.