
متن مداحی
تا بگیرد زندگانیَم صفا گفتم حسین با همه بیبند و باری بارها گفتم حسین دستهایم را گرفتی هرکجا خوردم زمین تا نهادم دست خود را روی پا گفتم حسین اشکهایم را خریدی خنده دادی جای آن در میان خندهها و گریهها گفتم حسین لک لبّیک اباعبدالله ********** هرکه با هر نیتی خوانده تو را دادی جواب گاه با اخلاص و گاهی با ریا گفتم حسین گاه در تنهاییم نام تو را ناله زدم گاه در بَزم عزایت بیصدا گفتم حسین تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند ناگهان بغضم شکست و بی هوا گفتم حسین از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین اربعین من از وطن تا کربلا گفتم حسین حالُ میخواهی جواب شعر من را نده ابتدا گفتم حسین و انتها گفتم حسین لک لبّیک اباعبدالله *********
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.