
متن مداحی
تا ز کف داد جان جولان را دوره کردند فخر دوران را می رسد بر تنش ز هر تکبیر تیر با نیزه سنگ با شمشیر روی هر عضو او هزاران تیر خورد اما یکی نمی شد سیر شک ندارم جبین او که شکست چشم خود را خدای او هم بست بر سرم خاک شاه بر خاک است غرق در خاک و خون تنی پاک است به خدا این عزیز افلاک است که تن پاک او پر از چاک است این چه شرحیست خاک بر دهنم کاش صحت نداشت این سخنم وای بر من که خواهرش هم بود خواهرش بود مادرش هم بود غیر از آن ها برادرش هم بود پدرش جدّ اطهرش هم بود بس که گفت العطش عطش کردند شمر آمد تمام غش کردند سنگ آمد به جنگ آیینه سنگ و آیینه خصم دیرینه داشت از بس به سینه اش کینه سنگ دل پا گذاشت بر سینه خنجرش را گذاشت بر حنجر حنجر عشق کی برد خنجر آنکه ننگ ابد برایش ماند آنکه شیطان برادرش می خواند شمر پستی که عرش را لرزاند جسم پاک حسین برگرداند پیش چشمان اشک ریز خدا سر برید از تن عزیز خدا سر او را که بُرد مظهر ظلم نام ها خوانده شد ز دفتر ظلم تن مظلوم ماند و لشگر ظلم اول غارت است و آخر ظلم لشگری گرگ و یوسفی بی سر هرکه زد هرچه داشت بر پیکر هرکسی خسته می شد از زدنش می ربود آنچه می شد از بدنش این یکی برد جوشنش ز تنش دیگری برد کهنه پیرهنش سنگ ها را که بر جنازه زدند تازه بر اسب نعل تازه زدند پیشتر از بریدن سر او بیشتر از شرار پیکر او می زد آتش به جان خواهر او ناله ی جان خراش مادر او چون عزادار هر دو دلبر بود ذکر مادر غریب مادر بود زینب آن بی مثال در آفاق قبله ی عشق و قبله ی عشاق رفته از خویش و مرگ را مشتاق به خود آمد ز اولین شلاق جنگ او گشت خود به خود آغاز یا علی گفت و عشق شد آغاز تقصیر من است زیر و رویت کردند ای کاش گلوت را نمی بوسیدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.