
متن مداحی
تا فکر و ذکر من همه دیدار دلبر است من در میان جمع و دلم جای دیگر است من در میان جمع و دلم سمت سامرا آنجا که اشک زائرش از آب کوثر است دیری است رفته است و دگر برنگشته است دیری است آسمان دلم بی کبوتر است او پیش رو نشسته و من کورم از گناه او میزند صدایم و این گوش من کر است آواره ایم در هیئت و شنیده ایم در روضه احتمال حضورش قوی تر است شاید صدای گریهی آقا بلند شد چون روضه های مادر او گریه آور است در فاطمیه پهلوی او تیر میکشد او نیز زخمیِ غم دیوار و آن در است آقا سری بزن به مدینه نگاه کن کوچه بدون نور تو صحرای محشر است آقا بگو چگونه تحمل بیاورم یک زن که در مقابل یک فوج لشگر است انگار در گلوی شما بغض میشود آن ریسمان که بسته به دستان حیدر است اینجا برادران همه در فکر خنجرند شکر خدا که یوسف ما بی برادر است گرچه پر از گناه ولی در رکابتان آخر شهید میشوم این حرف آخر است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.