
متن مداحی
تصویر هجر دلدار، از چشم تر نرفته در ساغر دلم جز، خونِ جگر نرفته یوسف رسید و یعقوب، هر روز گریه میکرد داغ پسر هنوز از، ذهنِ پدر نرفته اشک دم سحرگاه از واجبات وصل است هرگز کسی به معراج بی،بال و پر نرفته مال مرا بگیرید، حال مرا نگیرید آن دل که با تو خوش بود دنبال زر نرفته پیری به پای معشوق، تضمین هر جوانیست عاشق شکسته امّا، عمرش هدر نرفته بختی سیاه دارم، کوهی گناه دارم از دست من چگونه صبر تو سر نرفته؟ ترک ثواب کردم، خیلی خراب کردم دریاب این گدا را تا سمت شر نرفته بیچارهی غمت را چاره بجز نجف نیست بیچارهتر کسی که رفت و دگر نرفته اطراف صحن حیدر دنبال استخوانم کلب سرای بابا، جز این گذر نرفته
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.