
تعالَی یَبنتی وَاستَوطِنی جُرحی / فَهذا الیومُ نَصر الله والفتحِ
میثم مطیعیمتن مداحی
تعالَی یَبنتی وَاستَوطِنی جُرحی / فَهذا الیومُ نَصر الله والفتحِ دخترم بیا و زخم مرا مداوا کن / امروز، روز نصرت خدا و فتح است بَکت عَینی لِحالی(3) / فَضُمِّینی تعالی(3) چشمم بر حالم گریست/ بیا و مرا درآغوش بگیر «فهذا الیومُ نصر الله والفتحِ» این روز نصرت خدا و فتح است وَحیداً واستَجرتُ اللهَ فی صبری، وقلبی لم یَعُد من جانبِ النَّهرِ تنها شدم و در صبرم به خداوند پناه بردم، و دلم در علقه جا مانده است ولا من ناصرٍ ینظُرُ فی أمری، کأنَّ الکونَ مُتَّکِأً على ظهری هیچ یاوری نیست که نگاهی به حالم افکند، گویی سنگینی همه عالم بر دوش من افکنده شده است قَضَت کُلُّ بَنینی خَیرُ أحبابی / وعندَ الله صاروا کُلُّ اصحابی همه فرزندانم و بهترین عزیزانم رفتند/ و همه اصحابم به ملکوت خداوند شتافتند مَضت خیرُ الرِّجال(3) / فَضُمِّینی تعالی(3) بهترین مردان رفتند ... بیا و مرا در آغوش بگیر «فهذا الیومُ نصر الله والفتحِ» این روز نصرت خدا و فتح است تعالَی یَبنتی وَاستَوطِنی جُرحی / فَهذا الیومُ نَصر الله والفتحِ دخترم بیا و زخم مرا مداوا کن / امروز، روز نصرت خدا و فتح است بَکت عَینی لِحالی(3) / فَضُمِّینی تعالی(3) چشمم بر حالم گریست/ بیا و مرا درآغوش بگیر «فهذا الیومُ نصر الله والفتحِ» این روز نصرت خدا و فتح است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.