
متن مداحی
تماشایی شد حال زارم، غریب و تنها جان سپارم کجایی ای دار و ندارم، حسین جان، حسین جان ببین دستانم پینه بسته شده زینب خیلی شکسته شدم از هجران تو خسته حسین جان، حسین جان حسین جان، کجایی ببینی تو احوال من؟ به سینه بچسبانم این پیراهن، شده وقت رفتن شده تمامِ گیسوی من سپید خبر نداری، زینب چهها کشید مقابل من رأس تو را بُرید یابن الزهرا، مظلومِ کربلا... امان از دروازهی ساعات تماشا شد ناموس سادات گذر کردیم با چه مکافات واویلا، واویلا، واویلا، واویلا به مَحملها پنجه کشیدند به دور سرها میدویدند زِ بس که نامرد و پلیدند واویلا، واویلا، واویلا، واویلا بگویم سربسته کلامی به ماها شد بیاحترامی نگاه معنادارِ شامی واویلا، واویلا، واویلا، واویلا واویلا، سرت را روی نیزهها رقصاندند به روی هوا آنقدر چرخاندند که عقده نشاندند، که عقده نشاندند یابن الزهرا، مظلومِ کربلا... ای دل خسته، گَرَت عقدهی عالَم به گلوست داستان تو و غم، صحبت سنگ است و سبوست آستانبوسِ حرم باش، بپرس از دَرِ دوست این حسین کیست که عالَم همه دیوانهی اوست باز آمادهی یک مستیِ جانانه شدم عاقبت کربوبلا رفتم و دیوانه شدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.