
متن مداحی
تمام سنگ ها بر صورتم خورد چرا که دخترت کوتاه قد بود مرا پایِ سر عباس میزد کسی که زجر دادن را بلد بود نمیدانم چه شد اما یکی گفت که آنچه خوردهای اسمش لگد بود در این یک هفته مشکل در نمازم ادای صادِ "الله الصمد" بود مرا در بزم نامحرم نبردند گمانم که فقط یک خواب بد بود در آن مجلس که ما اصلاً نرفتیم هر آن کس که مرا آن روز زد، بود شمردم زخم هایت را به خوابم حدود یک هزار و هشتصد بود همان خشتی که هر شب بالشم شد که میدانست که سنگ لحد بود ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.