
متن مداحی
تموم شده کار تو، شروع شده کار من منو به کی میسپاری قافلهسالار من قافلهسالار من به رنگ مغرب خورشیدم رگای حنجر و تا دیدم با گریه خم شدم بوسیدم قافلهسالار من کنار تو کسی تا حالا ندیده سایمو هم حتی چیکار کنم با نا محرمها یا زینب، یا زینب، یا زینب، یا زینب... غروب عاشورارو به روی تل میدیدم صدا زدم یا زهرا تو قتلگاه فهمیدم باکیةَالعین یعنی میباره بارون درد ای وای دیدم که شمر نامرد ای وای تنت رو پشت و رو کرد ای وای ناحلةَالجسم یعنی دیدم لگد به پهلوت میزد با سنگ به کنج اَبروت میزد با نیزه شونه به موت میزد تنت به روی خاک و سرت به روی نیزه تنت رو مُثله کردن شدی شبیه حمزه وای از کربلا کوفیا نامَردن یا حسین تو رو نَحرت کردن یا حسین وای از قتلگاه تو دلاشون بغض و کینته جای چکمه روی سینته شده پُر از خون گودال حسین حسین رو لبهاست هلالی شکل زخمات جای سُم مَرکبهاست بعد از تو حسین یه زن تنها و مضطرم شده خیمه سوخته معجرم من از قاتلت تا چهل روز سیلی میخورم زیر دست و پاشه چادرم هر کسی میومد از راه میزد منو قربةً الیالله میزد اونکه رو لب تو با پا میزد منو قربةً الیالله میزد اونکه حرف بد به زهرا میزد منو قربةً الیالله میزد هجوم آوردن همه سمت پیکرت هجوم آوردن جلو چشم خواهرت هجوم آوردن برا بردن سرت شلوغه گودال همه هِلهلهکنان شلوغه گودال دست پُر دارن میان شلوغه گودال شمر و خولی و سنان شلوغه گودال گرد و غبار لابهلای موت خنجرشو گذاشت زیر گلوت بمیره خواهرت که اینطوری با نوک نیزه کرده پشت و روت بمیرم مجبورت کردن از خیمهها دورت کردن گودیِ گلوتو دیدن با نیزه مَنحورت کردن زخمیترین مرد جنگ بود زیر تیغِ یک دلسنگ بود چطور دست و پا زد وقتی میگن تو مقتل جاش تنگ بود فاصله کم شده کمانداری تیرها رو دقیقتر میزد نیزهداری برا تن زخمیت نیزهاش را عمیقتر میزد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.