
متن مداحی
تنهایی روی خاک داغ این صحرایی ... با لب تشنه لب دریایی ، تنهایی ... مظلومی ؛ زیر تیغ و نیزه هم آرومی ... از یه قطره آب هم محرومی ؛ مظلومی ... تو قتل گاه صورتت رو زمین گذاشتی ؛ بمیرم ... برای اون لحظه ای که نفس نداشتی ؛ بمیرم ... آه کشتن ؛ تورو بی گناه کشتن ... بد حالی ؛ با تن خسته توی گودالی ... همه اومدن ، عجب جنجالی ، بد حالی ... دل تنگی ، بی رمق شدی ولی می جنگی ... روی پیشونیت نشسته سنگی ؛ دل تنگی ... بشکنه دستی که آقا پیراهنت رو در آورد ... تو اون شلوغی گودال ، عقیقتو ساربان برد ... آه رفتن ؛ رو تن تو راه رفتن ... آه کشتن ؛ تورو بی گناه کشتن ... حسین ... عریانی ؛ زیر تیر و نیزه ها پنهانی ... مثل صفحه صفحه ی قرآنی ؛ عریانی ... آقایی ؛ حتی وقتی زیر دست و پایی ... کشته ی مقطع الاعضایی ؛ آقایی ... مونده به آغوش صحرا این بدن پاره پاره ... این تن بی سر که حتی یه جای سالمم نداره ... آه افتاد ؛ خونت تازه راه افتاد ... آه کشتن ؛ تورو بی گناه کشتن ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.