
متن مداحی
تنگه غروبه تنگه غروبه سالار زینب سالار زینب بازم فَلک داره سرِ آزار زینب آه و واویلا، آه و واویلا... او میدوید و، من میدویدم او میرسید و، من میرسیدم او مینشست و، من مینشستم او روی سینه، من در مقابل او میکِشید و، من میکِشیدم بدون وقفه مادر رو صدا میزد تَه گودال، حسین تا دست و پا میزد نه تنها خنجر و شمشیر و سرنیزه یه پیرمرد میومد با عصا میزد تَه گودال، شده بیحال سر پیراهنش، شده جنجال شده بیسر، شده مضطر بُرید انگشتو واسه انگشتر
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.