
متن مداحی
تنگ غروب خورشید، آروم و سر به زیرم کنج دل خرابه، زانو بغل می گیرم هرشب به انتظارت، دست دعا گرفتم آخر سراغتو از، سرنیزه ها گرفتم آه بابا بی تو، شب بارونم رفتی و رفته، سر و سامونم وای از درد یتیمی تو رفتی و دل تنگم، با آه و ناله مأنوسه بیا که خواب این شب ها، بدون تو یه کابوسه حسین حسین حسین بابا *** از صبح نخورده چیزی، لب های روزه دارم شب هم سر گرسنه، روی زمین می ذارم از بس که ناتوونه، دستای نیمه جونم آخر نشد سرت رو، رو دامنم بشونم آه عمه امشب، شب یلدامه مهمون خونه، سر بابامه وای از درد یتیمی ببین که غربتم از این، لباس پاره معلومه بیا که عمر خورشیدت، دیگه روی لب بومه حسین حسین حسین بابا *** از بعد رفت و آمد، از کوچه ی یهودی رو پلکای تر من، مونده ردِ کبودی رفته به غارت ای گل، تنها گل سر من خون لاله های سرخه، گل های معجر من بوده دنیا پیش چشمم تار وقتی که رفتم وسط بازار وای از درد یتیمی می خوام بیام کنار تو، ز شام بی وفا سیرم با این لبای پرخون از، لبتو بوسه می گیرم حسین حسین حسین بابا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.