
متن مداحی
تو را دادند پاداش حمایت کردن از رهبر که بر بازوت نقش افتخار افتاده، ای مادر؟ چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری؟ چرا حال تو اینگونه نزار افتاده، ای مادر؟ نوازشهای دستت بر سر زینب کجا رفته؟ بگو بر من مگر دستت ز کار افتاده؟ ای مادر کنار پیکر صد پارهی گل، کند از غصه هر دم ناله بلبل گرفته زیر بالش قنچهای ناز، که با گل میکند اینگونه آواز پدر، ای نور چشمان تر من، بکش دست نوازش بر سر من ببین گلچین ظالم وحشیانه، زند بر عمهی من تازیانه ز هر سو تازیانه در کمین است، ندارم طاقتی تا من ببینم چگونه عمه با قد خمیده، زند بوسه به رگهای بریده
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.