
متن مداحی
توی حرفاش از بابام علی، یا حلالیت می گیره یا که پیش چشم بچه هاش، دعا می کنه بمیره سرد و بی روحه صدای مادرم خیلی می لرزه پاهای مادرم از خدا می خوام الهی خوب بشه زخمهای زیره چشای مادرم همش دلم شور می زنه برای مادرم بی مادری برای ما خیلی زوده بی یاوری واسه بابا خیلی زوده مثه شمعی بین بسترش شبا تا سحر می سوزه آخه با گریه برا حسین داره پیرهن می دوزه روضه می خونه با دل بیقرار تو وصیت هاش – با حال زار دخترم زینب برادرت اگر تشنه شد شبها تو براش آب بیار تا کربلا باهاش برو اون و غریب نذار با اشک و آه عزادار دلبرت باش تو قتلگاه چشم براه مادرت باش بی مادری برای ما خیلی زوده بی یاوری واسه بابا خیلی زوده مادرم با اینکه رنگ و روش، پریده و خیلی زرده پا شده نون پخته و بازم، خونمون و جارو کرده دست کم جونش دیگه یواش یواش می زنه شونه به موی دختراش بالش خوابش خونی میشه هنوز کم شده اما صدای سرفه هاش نشسته لبخند دوباره به روی اون لباش فضه می گه رو به راهه حال مادر انگار دیگه نمی شه درداش شدیدتر بی مادری برای ما خیلی زوده بی یاوری واسه بابا خیلی زوده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.