
متن مداحی
توی خرابه هر شب، منتظرت نشستم الان چند شبه بابا، که چشمامو نبستم تا یه صدا شنیدم، دنبال تو دویدم بیا ببین که مثل، مادر تو خمیدم از تو میپرسم اما، عمه جواب نمیده از وقتی رفتی میدون، هیچکی تو رو ندیده خودت گفتی که ما رو، به مهمونی میبری یه عالمه النگو، برای من میخری کشون کشون میبردن، با پای زخمی ما رو عمه با گریه میشست، زخمای دست و پامو خودم دیدم با نیزه، سر عمومو بردن جلو چشای خیسم، با مشک آب میخوردن یه مرد زشت و اخمو، دنبال من میدوید منو کتک میزد و، گوشوارهمو میکشید دخترکای شامی، اشکامو در میارن من دوسشون ندارم، ادامو در میارن دور منو میگیرن، میگن موهات سفیده اونا نمیدونن که، چشای من چی دیده با دست و پای بسته، ما رو به کاخ بردن خودم دیدم سرت رو، میون تشت آوردن با خیزران میزدن، روی لبای بستهت خودم دیدم که افتاد، دندونای شکستهت حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.