
متن مداحی
توی خرابه هر شب منتظرت نشستم الان چند شب بابا که چشمام و نبستم تا یه صدا شنیدم، دنبال تو دویدم بیا ببین که مثل مادر تو خمیدم از تو میپرسم اما، عمه جواب نمیده از وقتی رفتی میدون، هیچ کی تو رو ندیده خودت گفتی که ما رو به مهمونی میبری یه عالمه النگو برای من میخری کشون، کشون میبردن با پای زخمی ما رو عمه با گریه میشست زخمای دست و پام و خودم دیدم با نیزه سر عموم و بردن جلو چشای خیسم با مشک آب میخوردن یه مرد زشت و اخمو دنبال من میدوید من و کتک میزد و گوشوارمو میکشید دخترکای شامی اشکامو در میارن من دوسشون ندارم ادامو در میارن دور منو میگیرن میگن موهات سفیده اونا نمیدونن که چشای من چی دیده با دست و پای بسته ما رو به کاخ بردن خودم دیدم سرت رو میون تشت آوردن با خیزران میزدن روی لبای بستهات خودم دیدم که افتاد دندونای شکستهات حسین(۳)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.