
متن مداحی
توی روضه بودم از زمان بطن مادرم میگفت: به عشق نوکری بیا به دنیا پسرم با همهی سختیش منو به روضه میبُرد یه قاشقِ نذری به نیّت من میخورد جز مزّهی قیمهی نذری، دنیا چقدر عوض شده هر دونهی برنج روضه، شفای هر مرض شده سیرم از این دنیا ولی گشنهی نذری تواَم برا شفای مادرم برکتِ روضه میبَرم من پا دیگِ غذات گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم هر جای این بساط گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم نفسِ منیا خوشنفسِ منیا خودتم میدونی همه کسِ منیا نفسِ منیا، خوشنفسِ منیا هر جا که پا میذارم پیش و پسِ منیا وصلهی جونی اباعبدالله برام بمونی اباعبدالله
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.