
متن مداحی
توی گرمای نفس گیر، توی هُرمِ گرم خورشید بین کاروانی تنها، دلِ خواهری میلرزید امان از دلِ زینب، امان از دلِ زینب امان از دلِ زینب که خون شد دلِ زینب توی صحرای غریبی، از چشاش بارون میباره هی میخواد آروم بگیره فکرِ فردا نمیزاره توی گرمای نفس گیر، توی هُرمِ گرم خورشید بین کاروانی تنها، دلِ خواهری میلرزید وقتی غم میاد سراغش هی میگه برادرم کو؟ لحظهها برام یه ساله، یادگارِ مادرم کو؟ نمیدونم چرا اونجا تا حسینش رو میبینه یادِ مادرش میفته غم روی دلش میشینه دیگه آروم نمیگیرم، سارِبان کجا رسیدیم اگه میخوای که بمیرم بگو کربلا رسیدیم غنچههات بیکس و تنها یه بیابون لاله چینه بگو با طفلِ سه سالهات برمیگردیم به مدینه اینجا که آبی نداره انگاری همش سرابه گمونم که زود تر از من زمونِ مرگِ رُبابه از چشای شورِ اینا بهونه داره دلِ خونم برای قامتِ اباالفضل من و اِن یکاد میخونم بیا لیلا رو دعا کن، اکبرو بازم صدا کن گمونم وقته اذونه نیزهدارا رو نگاه کن کربلا برای یاری کسی آشنا نداره کفنی برای دَفنت غیرِ بوریا نداره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.