
متن مداحی
تو این دل سیاهی، روشن شده شب من اومدیو گرفتم، سرتو روی دامن بابا جونم رنگت چرا پریده بابا جونم، جونم به لب رسیده بابا حسین جان، بابا حسین جان نبودیو دویدم، به روی خاک صحرا آتیش به خیمهها بود، عمه غریبو تنها بابا اینا، مگه از ما چی دیدن چرا دست عمو جونو بریدن بهش بگو، گوشوارمو کشیدن بابا حسین جان، بابا حسین جان قرآن بخون دوباره، تا که آروم بگیرم خوش اومدی خرابه، میخوام برات بمیرم بابا جونم، موهات چرا خاکیه بابا جونم پناه یتیم کیه بابا جونم زخم لبت از چیه بابا حسین جان، بابا حسین جان بابا ندیدم خیزران را بر چه میزد فقط دیدم که عمه ناله میزد ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.