
متن مداحی
هنوز اگرچه نفهمیدم از غمت چیزی ندیدهام به قشنگیِ پرچمت چیزی زِ مرگ بیم ندارم ولی دگر ای دوست نمانده است به ماه مُحرّمت چیزی همین که گریه زِ ما دربیاوری کافیست نخواهم از تو به جز اشک ماتمت چیزی به خط اشک نوشتم که کاش دست لُهوف نمینوشت زِ حلقوم دَرهمت چیزی هر آنچه بود به همراه تو به غارت رفت نمانده از بدن نامنظّمت چیزی **** آی باباجونِ رقیّه برسونم به مُحرّم تو رو به جون رقیّه آی عموجونِ رقیّه امسالم بذار بشم تو روضه گریونِ رقیّه **** چه بلایی قراره سرم بیاد نمیخوام اشک بردارم بیاد چرا باید وسط خیمه زدن صدای نالهی مادرم بیاد نگاه کن بچّهها ترسیدن حسین همهشون تو شک و تردیدن حسین اینا از برگ گل هم لطیفترن تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین هنوزم دیر نشده بیا بریم هر جایی به غیر کربلا بریم با تو از اینجا بریم درستتره یا با نامحرما از اینجا بریم؟ خودتم میدونی پا به پات میام مثل سایه دنبال عبات میام مگه زینب میتونه رهات کنه؟ قتلگاهم که بری باهات میام حاضرم سرم بره، سر تو نه پیکرم کبود شه، پیکر تو نه مگه ترسی دارم از تازیونه؟ بزنن ولی برابر تو نه خاک اینجا بوی خون میده حسین آخرِ کارو نشون میده حسین نمیخوام تو باشی اون کشتهای که زیر سمّ اسبها جون میده حسین **** سپردمت به هر آنچه که بود، امّا تو سپردیام به که رفتی؟ به دلقکان و کنیزان؟
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.