
متن مداحی
تو در عین غریبی بر تمام خلق سلطانی۲ تو در اوج عطش آبی، تو دریای خروشانی اگر چه اهرمن انگشترت را برد، میبینم که در مُلک خدا تا عرصهی محشر سلیمانی تو هم خونِ خدا، هم زادهی خونِ خداوندی۲ تو مجروحی، تو مذبوحی، تو عریانی، تو عطشانی *** سر پیراهن تو گریهی ما را درآوردند ۲ میان این همه کشته چرا تنها تو عریانی؟ به تن داری هزاران زخم تیر و نیزه و خنجر نباید سنگبارانت کنند، آخر مسلمانی *** هزار و نهصد و پنجاه سال میگریَم ۲ بر آن تنی که پذیرای جای تیر نبود *** پیرمردان ناتوان حتی با عصا میزدند بر بدنش *** نیازی نیست تا قرآن بخوانی بر روی نیزه تو قرآنی، تو قرآنی، تو قرآنی ۲ *** (یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگته خدا شاهده) ۲ هوای حرم، هوای بهشت ببر کربلا به جای بهشت آبروی دو عالَم... *** چون چاره نیست میروم و میگذارمت *** ریّان ابن شبیب جد ما رو غریب گیر آوردن ریّان ابن شبیب آب رو واسه حبیب، دیر آوردن تو شیبِ گودال سرازیر شد حسین پیر شد آخ، ته گودال زمین گیر شد حسین پیر شد *** به زخم پیکرت ای جانِ جانِ عالَم هستی چرا خورشید میتابد، تو خورشید فروزانی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.