
متن مداحی
تو دستاش می بینن بازم شده محشر ... تو دستاش یه تیغی که هی می زنه سر ... تو دستاش شده کنده قلعه ی خیبر ... علیه یل خیبر ، جنگ نهروان ... علیه به شتاب تیری در کمان ... علیه ضرباتش ما فوق بیان ... جنون آوره دیدن یه لحظه ای که ... با یه دستش به جنگیدن و یه دستش به خیبره و مشغول کندن شد علی با یک انگشت ... خدا گفته ناز شَست تو ، ایول حیدر ... میمن می زنی ، میسر می زنی ... بس کن ذوالفقار چه قدر هی سر می زنی ... مهر مرگو تو محشر می زنی ... پرچم روی قلعه ی خیبر می زنی ... حیدر ، حیدر ... علی مولا ، یا حیدر ... ***** نقابو زده باز اما جذابه ... نقابو چه قدر مثل مهتابه ... نقابو یه سپاه از خون سیرابه ... علمدار دوباره حیدر کراره ... علمدار خون مرحب زد فواره ... علمدار علی شیر لا فراره ... قدم می زنه توی دل لشکر کفر ... فراری شدن از ترس تیغ برنده ... نیازی به تیغ ذوالفقار نداشت مولا ... فقط کافی بود سربند زردو ببنده ... سرها یک طرف ، لشکر یک طرف ... قلعه ز جا کنده شده ، خیبر یک طرف ... فارس یک طرف ، مرحب یک طرف ... سیل خون ، بابای زینب یک طرف ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.