
متن مداحی
تو را آوردهام اینجا که مهمان خودم باشی شب آخر روی زلف پریشان خودم باشی من از تاریکی شبهای این ویرانه میترسم تو را آوردهام خورشیدِ تابانِ خودم باشی فراقت گرچه نابینام کرده باز میارزد که یوسف باشی و در راه کنعان خودم باشی پدر نزدیک بود امشب کنیزِ خانهای باشم به تو حق میدهم پارهگریبانِ خودم باشی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.