
متن مداحی
تو سر نداری، من سر رفتن ندارم ماندی به روی خاک و عالم کربلا شد بنده دلم بودی و هر بنده تن تو انگار جای گندم ری آسیاب شد بی دردسر سر گرم سر بود و نشست و آنقدر دست و پا زدی تا اینکه پا شد یک بار بوسیدم گلویت را چگونه جای همان بوسه دوازده ضربه جا شد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.