
متن مداحی
تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن گیرم ای شاه کسی نیست خودم نوکر تو لحظه ای فکر کنی پیر شدم مدیونی در سرم هست همان شوق علی اکبر تو من خودم یک تنه از کرببلا می برمت چه کسی گفته که پاشیده ز هم لشگر تو تو برایم نگرانی چه می آید سرِ من من برایت نگرانم چه می آید سرِ تو همه را بدرقه کردی و به میدان بردی میروی هیچ کسی نیست به دور و برِ تو بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم نمی ارزد سر این کهنه شده، پیکر تو وای، از معجر من، معجر من، معجر من وای، از پیکر تو، پیکر تو، پیکر تو... سعی ام این است ببینم بدنت را اما چه کنم شمر نشسته بروی حنجر تو
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.