
متن مداحی
تو نیستی و لشکری مرا عذاب میدهند عذاب لقمه نانی و عذاب آب میدهند سوال میکنم ز نیزهدارها سرت کجاست؟ ولی به حرفهای بد به من جواب میدهند برای آنکه بیشتر بترسم از حرامیان به تازیانهها چقدر پیچ و تاب میدهند خودت بگو که جرم یک یتیم بی گناه چیست؟ که اینقدر به قلب زارم اضطراب میدهند همینکه میخورم ز ناقه بر زمین مرا پدر به مو بلند میکنند تمام پیکرم ز فرط درد تیر میکشد به ناقه هر قدر که بیشتر شتاب میدهند کجاست تا عموی من ببیند اینکه کوفیان به آستین پارهای به ما حجاب میدهند پس از تو رنگ موی من عوض شده نگاه کن ز خون سر به موی سوخته خضاب میدهند اگر که رنگ صورتم عوض شده گله نکن به من همیشه جا به زیر آفتاب میدهند کسی دلش بحال گریههای دخترت نسوخت و پای هیچکس شبیه پای دخترت نسوخت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.