
متن مداحی
تو که عمری، روی زانوی من قدکشیدی پیشِ چشمای عمو حالا راحت خوابیدی کنارِ جسمت ای شکسته آئینه تا چشمِ من کار می کنه، سنگ می بینه چه جوری خردت کرده دشمن از کینه بیا و شعله بر دلِ دریا نکش چنین از دل، ناله ی یازهرا نکش پیش من رویِ خاکا اینقدر پا نکش عمو جانم ای عمو جانم عمو جانم ببین قاسم، دل پریشانم، از پریشونیت می گیرم از، نعلِ اسبای دشمن نشونیت تمومِ صحرا پر شده از بوی تو شکسته مثل مادرم پهلوی تو به چنگِدشمن افتاده گیسویِ تو نمونده چیزی پسرم از تنِ تو شده هم سطح این خاکا، بدنِ تو رو هر نعلی، پاره ای از، پیرهنِ تو عمو جانم ای عمو جانم عمو جانم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.