
متن مداحی
تو که هستی که به عالم شدهای جانانه عالمی را کنی از عشق رُخَت دیوانه دل ما جانب کوی تو و نامت به زبان هرکجا نام تو آمد، شود غم خانه ما سراپا همه هیچیم، گریبان صد چاک شمع عشاق تو میباشی و ما پروانه آدمی، نوح و خلیلی، نه کلیمی و مسیحی من حسینم که خدا خوانده مرا دردانه تو همانی که لب تشنه، لب شط فرات سر بدادی به ره دوست به آن بیگانه بدنت مانده به صحرا و سرت کنج تنور ای که گیسوی تو را فاطمه میزد شانه
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.