
متن مداحی
توی کوفه حیرون و سرگردونم با چشمای خیس و دل پرخونم تا دیروز در خونههاشون وا بود حالا کوفه انگار شده زندونم طعنه خوردن از اغیار نگرانم آقا از شلوغی سر بازار نگرانم آقا من برا چشم علمدار نگرانم آقا میترسم که زینب اینجا باشه رقیه تم تنها شه سرت رو نیها جا شه مظلوم بِلا ناصر تموم وجودم پرِ از پرده نیا شهر کوفه پر از نامرده به هرکی رسیدم همینو گفتم به مولا و آقا بگین برگرده من برای آل حیدر نگرانم آقا نیزه و گلوی اصغر نگرانم آقا خیمه و آتیش و معجر نگرانم آقا میترسم تنت بشه صدپاره چقدر مصیبتباره حرم بشه آواره
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.