
متن مداحی
تو یک شب تاریک و دلگیر اومدی حالا چرا که من شدم پیر اومدی اونقدر برات بگم دیگه دیر اومدی داره بارون میباره جونی تو تنم نمونده جون بدم نمیتونم بازوم و تکون بدم نخوا که صورتم و نشون بدم بابا جونم «(بابا حسین، بابا حسین، بابا حسین)3 بابا حسین جان» میخوام که امشب جونم و فدات کنم میخوام یه خورده درد و دل برات کنم بنشین میخوام یه دل سیر نگات کنم داره بارون میباره خوب میدونی یتیمی چقدر بده خوب میدونی به سرم چی اومده هرکی از راه رسیده منو زده بابا جونم «(بابا حسین، بابا حسین، بابا حسین)3 بابا جونم» (عدو به حال گرفتار زد و به او گفتم بزن مرا که یتیمم بهانه لازم نیست) چشمای خستت و بیا و وا نکن به صورت کبودِ من نگاه نکن زخمِ لبت بیا منو صدا نکن بابا جونم روی دومنم میزارم سرت و من میبوسم رگای حنجرت و تو ببین تو صورتم مادرت و بابا جونم «(بابا حسین، بابا حسین، بابا حسین)3 بابا حسین جان»
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.