
متن مداحی
مثل آهی که نهاد از مصدرش بیرون کشید نیزه را بابا ز حلق اکبرش بیرون کشید دشنهام نایِ اذانگوی حرم را باز کرد چند تا اشهد ز عمق حنجرش بیرون کشید (فرض کن شمشیر با فرقِ جوانی لج کند)۲ تیغ را باید چگونه از سرش بیرون کشید آنقدر پا خورد جلد مصحفاش پاشیده شد برگه برگه میتوان از دفترش بیرون کشید با عبایی که حسین آورد در آن ازدحام چند عضوی را فقط از پیکرش بیرون کشید (بدنت کم دارد هرچه که میچینم من) (هر که یک تکه ز جسمت برده) (زخم پهلوی پسر را دید داغش تازه شد)۲ میخ را با چه عذابی مادرش بیرون کشید (هر دری زد که علی بابا بگوید که نشد)۳ لختهی خون را اگر چه آخرش بیرون کشید روی نعش شاهزاده داشت جان میداد حسین شاه را از این مصیبت خواهرش بیرون کشید (سایهام را زن همسایه ندید)
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.