
متن مداحی
تکیه مزَن به نیزهی غربت، غریب من زینب که هست، حضرت شَیبُالخَضیبِ من مگه ندیدی رفتم از حال؟ مگه ندیدم توی گودال؟ مگه ندیدی دردم اینه یهو نشسته روی سینه خبر داری شدم امُّالمَصائب خبر دارم که رفتی دِیر راهب خبر داری مرا بازار بردند؟ میونِ مجلسِ اغیار بردند؟ اون که تو رو کُشت، دستامو بسته به روی ناقه زینب نشسته مثل اباالفضل سرَم شکسته اَلا نوحوا... ***** مگه ندیدی رفتم از حال؟ مگه ندیدم رفتی گودال؟ مگه ندیدی دستِ بسته سرِ یه قافله شکسته چه بیپناه زدنت زدنت زدنت چه بیگناه زدنت زدنت زدنت غریب گیر آوردنت آوردنت آوردنت خبر داری رُباب با دستِ خالی میخونه برای طفل خیالی لالایی لالایی علی لالایی بالام لالایی خبر داری سرِ اصغر رُو نیزهست؟ خبر داری رقیّه خیلی خستهست؟ خبر داری شده شبیه مادر خبر داری شده یه گُل پَرپَر مگه یادم میره زخمِ روی بال کبوتر؟! مگه یادم میره اون کوچه و یه گُل پَرپَر؟! مگه یادم میره روی زمین افتاده مادر؟! مگه یادم میره، اون کوچه و آتیش و دود و؟! مگه یادم میره، یک مادر و روی کبود و؟! مگه یادم میره من بودم و یه دل شاکی؟! مگه یادم میره من بودم و چادر خاکی؟! وای وای اَلا نوحوا... ***** اَلا ای چاه یارم را گرفتند گُلم، عشقم، بهارم را گرفتند میونِ کوچهها با تازیونه همه دار و ندارم را گرفتند مادرم افتاد میونِ کوچه با دستِ بسته بابام تُو کوچه حسن صدا زد میونِ کوچه: مَنو بزن مادرمو رها کن، مادرمو رها کن، مادرمو رها کن مَنو بزن ای بیحیا! حیا کن، ای بیحیا! حیا کن، ای بیحیا! حیا کن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.