
متن مداحی
تیغ و بدن تو کربلا غوغا کرده طفل و کفن جلوه ای از مولا کرده نسل حسن چه محشری بر پا کرده پیش چشم علمدار بین لشکر کفار داره رجز رو لبهاش سبط حیدر کرار یک شیر تو میدونه و شمشیر میگردونه و عباس داره میبینه و لا حول ولا قوه الا بالله میخونه -------- چه با وقار چه با جنم الله الله دل میبره با هر قدم از ثارالله روی لب اهل حرم ماشاءالله چشمش رفته به مادر رزمش رفته به حیدر طوری میجنگه انگار حیدر رفته به خیبر لشکر بی سامونه و دشمن سرگردونه و ارباب برای قاسمش لا حول ولا قوه الا بالله میخونه -------- دور و برش پر از گرفتاری میشه زخم سرش یواش یواش کاری میشه روی پرش چشمه ی خون جاری میشه با دردای نهفته با این فرق شکفته میبره اسم عمو رو حتی وقتی میافته میدون گلبارونه و قاسم غرق خونه و نجمه با گریه زیر لب لا حول ولا قوه الا بالله میخونه برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا بسلسله انبیا زدند نوبت با ولیا چو رسید آسمان طپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند بس آتشی ز اخگر الماس ریزهها افروختند و در حسن مجتبی زدند وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند و ز تیشه ستیزه در آن دشت کوفیان بس نخلها ز گلش آل عبا زدند پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید برحلق تشنه خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان گشوده مو فریاد بر در حرم کبریا زدند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.