
متن مداحی
ثابت شده به گریهکنان مُنوّرش عزّت فقط برای حسین است و نوکرش طبق حدیث هر که در این داغ گریه کرد آقا نشسته است دو زانو برابرش آهی ز دل کشیدم و گریه حساب کرد ریز و درشت ثبت شده بین دفترش از پرچم عزای حسین دل نمیکَنیم گوهرشناس چشم نپوشد ز گوهرش من خاک بر سرم اگر این خاک کربلاست هرکس که خاکِ پاش نشد خاک بر سرش آن منبری که وقف عزای حسین نیست چوب است، چوب خشک نخوانید مِنبرش تا نقد هست فکر نسیه نمیکنم اول ز چای روضه بخور بعد کوثرش منّت سرم گذاشت و اینجا مرا کشاند جایی که ایستاده دمِ در پیمبرش شُکر حسین میکنم، آخر سپرده است کار تمام گریهکنان را به دخترش ما تربیت شدیم به دست رقیهاش بیراه نیست گر که بخوانیم مادرش این روزها رکوع و سجودش مصیبت است از بس شکسته است همه جای پیکرش آتش کسی به بال کبوتر نمیزند مردی تَشَر به کودک مضطر نمیزند سیلی کسی به صورت دختر نمیزند گمگشته را که خصم مکرر نمیزند ترساندن یتیم دل شب عجیب نیست گریاندن غریب مرتّب عجیب نیست گیسو کشیده را که به گیسو نمیکِشند قد خمیده را که به هر سو نمیکِشند طفل یتیم را به سر مو نمیکِشند دخت سه ساله را که به زانو نمیکِشند حقّش نبود خنده به چشمتَرَش دهند گریان به دست عاطفهی مادرش دهند از پا فتاده را به تهاجم نمیزنند لکنت گرفته به تبسّم نمیزنند جا مانده را به جای ترحم نمیزنند تنها به جرم یک دو تکلّم نمیزنند با گریه گفت: شیخ، یتیمم مرا نزن من خود میآیم از پِیِ تو، بیهوا نزن با گوشواره بچّه کشیدن شجاعت است؟ یا بر یتیم نعره کشیدن شجاعت است؟ او را شبیه برده کشیدن شجاعت است؟ یا هر طرف به خنده کشیدن شجاعت است؟ شُکر خدا که عمّه به این درد سر نخورد از قافله نماند و به رویش تشر نخورد من از لگد بدم میآد از حرف بد بدم میآد از اونکه هی تو صورتم سیلی میزد بدم میآد من از طناب بدم میآد از اضطراب بدم میآد اونی که نداد بهم یه ذره آب (بدم میآد)۲ من از خزون بدم میآد از ساربون بدم میآد از اونکه ما رو با چشماش میداد نشون بدم میآد من از غذا بدم میآد از دشمنا بدم میآد از این روزا که میگذره هی بیبابا بدم میآد از آبله بدم میآد از حرمله بدم میآد از قاتل بابام حسین که سنگدله بدم میآد از میخونه بدم میآد از ویرونه بدم میآد از اون که با خندهاش ما رو میسوزونه (بدم میآد) ۲ از جیغ و داد، از زخم حال از اونکه عمّهام رو میزد خیلی زیاد بدم میآد از مرد مست بدم میآد از زجر پست بدم میآد از اونی که سیلی زد و دستام رو بست بدم میآد من از شرور بدم میآد از حرف زور بدم میآد از اونکه برد سر تو را توی تنور بدم میآد منم از سبو بدم میآد از سرخ مو بدم میآد از اونکه زد ما رو پیش سر عمو بدم میآد من از شراب، از تب و تاب از اونی که سر تو رو کرده خضاب بدم میآد آغوش گرم تو از خاطرم نمیره حتی اگه بگیره (سرنیزه جای من رو) ۲ من دختر توام حتی اگه اسیرم حقّم رو پس میگیرم (ول کن بابا من رو) ۲ آیینهی من شد آیینهکاری من بیقرارم تو هم بیقراری چون طاقت گریههام رو نداری دلم میخواد یه بار دیگه تو رو بغل بگیرم کنارتم تا حاجتم رو نگیرم، نمیرم من آخرش صورتت رو میبوسم و میمیرم بابا حسین، بابا حسین، مَنِ الَّذی أَیتمنی ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.