
متن مداحی
ثانیهها صبر کنید تا برسم به قتلگاه عموی من یک نفره میون سیهزار سپاه اگه تو رو تو قتلگاه رها کنم روم نمیشه رقیه رو نگاه کنم دلم میخواد تورو بابا صدا کنم دارم از نفس میفتم مثل عمه زینب گفتم او میدویدو من میدویدم او سوی مقتل، من سوی قاتل روی لبم حسین حسین روی لبت حسن حسن وقتشه که بیام منم برای جنگ تن به تن من آخرین یار تو هستمو ببین افتادی تا از روی مرکب رو زمین یادم اومد گُل پسر اُمُالبنین دارم از نفس میفتم مثل عمه زینب گفتم او مینِشستو من مینشستم او روی سینه، من در مقابل او میکشیدو من میکشیدم در پیش چشمم میبُریدو من میبُریدم *** من اون روزی که میگفتی، أنا العطشان یادم هست لبام خشکو شدم بیجون، تو اون دوران یادم هست ولی باور نمیکردم تورو اینجور ببینم نمیاد کاری از دستم، آخه مجروحه سینم تا روی سینت نشست، دوباره پهلوم شکست نیزهدار از راه اومد، راه نفسهات رو بست دستو پا میزدیو از بدنت خون میرفت کار نیزهست اگر از دهنت خون میرفت هجوم آوردن واسه بردن سرت هجوم آوردن واسه موی دخترت *** چشمت روشن، روسریمو دزدیدن چشمت روشن، به گریههام خندیدن نامحرما دور منو، ناموستو میزدنو یکی بگیره جلوی، حرملهی بد دهنو *** این عبای پَیَمبر است حسین نگذار اینقَدَر کشیده شود بوسهگاهِ نبی خداحافظ وای اگر این گلو بریده شود *** رأس تو میرود، بالای نیزهها من سنگ میخورم، در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدارِ من زخمیتوین سر، نیزهسوار من ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.