
متن مداحی
جام را با نوگلی پاک و معطّر داشتن بهتر از سجّاده و سودای منبر داشتن زاهدا! دَر روی ساقی بستن از انصاف نیست کعبه چون خیبر چه سودی کرد از دَر داشتن؟ ساقیِ ما شاه مردان است آنکس که از او احتیاجی نیست ما را جامِ دیگر داشتن تا که دید او را احمد، گفت بر ما واجب است با خدیجه حُرمَت زینب برابر داشتن بود زینب بیگمان تنها گزینه در جهان از زنان گر داشت ربّ قصد پیمبر داشتن دختر امِّ ابیهایی و او را وارثی با تو دارد مرتضی احساسِ مادر داشتن تا شنیدم او ندارد دختری، گفتم عجب! با رقیّه میبَرد حضّ دختر داشتن ***** (پدرم گفت علی و پسرم گفت علی مادرم یکسره از پشتِ سرم گفت علی حکم کاملشدنَم بود که یک نیمهی من گفت یا فاطمه، نیمِ دگرَم گفت علی) ... (زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بِیتی که در آن مادرش زهرا و دختر میشود زینب من از نامش که زینت بر علی گشتهست، فهمیدم زمانی زینت اللهُاکبر میشود زینب) ... (زینب همان شکوه که ناموس غیرت است زینب که در مدینه قُرُق بود معبرش زینب همانکه فاطمه از هر نظر شده از بسکه رفته اینهمه این زن به مادرش زینب همانکه زینت بابای خویش بود در کربلا شدند پسرهاش زیورش) ... (عاشق غیرتتم برادرم چهجوری بار رسالت میکِشی؟! چرا چشماتو میبندی توی تشت واسه چی ازم خجالت میکِشی؟ من باید خجالت تو رو کِشم که رقیّه زیر دست و پا میره) حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.