
متن مداحی
جایی که آسمان به زمین رزق میدهد از سفرۀ نگاه تو بانوی مهربان، در کوچههای ساکت و مرطوب شهر ما حس میشود حضور شما موقع اذان امّا هنوز منظرۀ بکر خالقی که وا نشد به دیدن تو چشم دیگران این شعر را بگیر و برای فرشتهها با لهجۀ خدا و صدای خودت بخوان پهلو به پهلو دندههایت درد میکرد از بس زمین خوردی دو پایت درد میکرد یک چند ماهی آب رفتی بین بستر یک چند ماهی زخمهایت درد میکرد (از بس که زیر چادرت هی گریه کردی)2 راه عبور اشکهایت درد میکرد از تکّههایی که حسن در دست خود داشت میشد بفهمی گوشهایت درد میکرد کلمینی التماس منو میبینی کلمینی پای حرفام میشه بشینی کلمینی، کلمینی، کلمینی بانو تو نگاه نکن تابوتو نگیری از من روتو که میکشی زهرا جان پسرعموتو جای دوری نمیره زهرا چی میشه بازم پیشم بمونی حیدر بی تو میمیره زهرا چی میشه بازم پیشم بمونی کلمینی رسیدم دیدم رو زمینی کلمینی چرا گفتی فِضّه خُذینی کلمینی، کلمینی، کلمینی غمباره اگه که حالت زاره زیر سر مسماره زدن نگفتن این زن تو راهی داره کارت آخر به بستر افتاد ولی نگفتی از درد پهلو تو میری و میاد مُغیره به اشکای چشم من میخنده عمداً قُنفُذ جلوی چشمام غلافشو به کمر میبنده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.